|
سمیرا
|
||
آن طرف تر، کنار ساحل
با هــــــم می روند
و لی سایه هایشان تنها روی خاک می افتد...
این داستان ها عجیب است
کاش می شود درست خیال کرد....
نـــــــه فکر نکنم به همین راحتی بتوانم .
بتوانم پای روی دلم بگذارم!!
حقیقت
حماقت
حقارت
متاسفانه دل هایمان کوچک ست
با هر تلنگری می شکند
و دوباره ساخته می شود
ولی هربار بزرگتر از قبل...
تا این دل بزرگ شود
باید هزاران بار بشکند
نه دیگر وقتی نمانده
باید زود رخت هایمان را جمع کنیم
هر لحظه ست که به سراغمان بیاید
غنیمت بشماریم
این لحظه با هم بودن را....
یکـــــــی بیاید
تو وبلاگم یه چیزی بنویسه
من
متنم
نمیاد
:)
سر گردان در خرابات این شهـ ر
سرگردان در پیچ و خــ م نقاشـ ی
سرگردان در بیان حرفـــ ی که باید زد
حرفـــــ ی که نمی دانم چیســــــت!!
|
|